السيد موسى الشبيري الزنجاني

2465

كتاب النكاح ( فارسى )

است ولى امهات از نساء نيست ، پس " مِنْ نِسائِكُمُ " نمىتواند به امهات نساءكم مربوط باشد " چون دختر زن از زن مىباشد بخاطر اينكه از او زاده شده و سرچشمه او مادرش مىباشد ، پس مىتوانيم بگوييم : ربائبكم من نساءكم ، امّا مادر زن از زن زاييده شده ، بلكه زن از مادرش زاييده شده ، پس نمىتوانيم بگوييم : و امهات نساءكم من نساءكم دليل دوم : مرحوم آقاى خويى مىفرمايند كه : اگر من نساءكم قيد براى امهات نساءكم باشد ، لازمه‌اش تكرار بىفايده است و مستهجن مىباشد ، زيرا آيه اين گونه مىشود : " و امهات نسائكم من نسائكم اللاتى دخلتم بهن " در حالى كه بايست چنين گفته مىشد : " و امهات نسائكم اللاتى دخلتم بهن " و ذكر " مِنْ نِسائِكُمُ " لغو و بىفايده است . دليل سوم : دليلى است كه در كشاف آورده كه من نساءكم نمىتواند به هر دو كلمه بخورد و چون حتماً به ربائبكم مربوط است نمىتواند به امهات نساءكم هم مربوط باشد ، دليل اين كه " مِنْ نِسائِكُمُ " نمىتواند به هر دو بخورد اين است كه ، اگر من نساءكم " به " أُمَّهاتُ نِسائِكُمْ " بخورد ، " من " بيانيه خواهد بود ، يعنى آيه ، زنها را به دو قسم تقسيم كرده ، زنهاى مدخوله و زنهاى غير مدخوله ، و كلمه " مِنْ نِسائِكُمُ " " نساءكم " را به خصوص قسم اوّل اختصاص مىدهد ، يعنى تنها مادر قسم زنهاى مدخوله محرم ابد است ، ولى در ربائب ، مدخوله بودن وصف خود ربائب نيست ، بلكه وصف مادرهايشان مىباشد ، پس حرف جر " من " در " مِنْ نِسائِكُمُ " ابتدائيه است ( يا به تعبير مرحوم آقاى خويى " نشويه " ) « 1 » يعنى " ربائب " معلول و نشأت گرفته از زنان مدخوله شما مىباشد . پس اگر بخواهد من نساءكم به هر دو كلمه مربوط باشد استعمال لفظ " من " در دو

--> ( 1 ) ( توضيح بيشتر ) من " نشويه " كه در كلمات فقهاء ديده مىشود و در كتب نحوى در ضمن معانى حروف جر بدان اشاره شده است همان من ابتدائيه است ، ولى ابتدائيت مجازى ، در " من " ابتدائى حقيقى مدخول " من " ابتداء مكانى يا زمانى براى متعلق حرف جر مىباشد ، ولى در ابتدائيت مجازى ، سرچشمه گرفتن و ناشى شدن متعلق از مدخولى حرف جر براى بكارگرفتن " من " با معناى ابتدائيت در نظر گرفته مىشود .